» هیأت

دسته بندی نوشته ها

 
No Image
خوش آمديد!
هیأت پيوند ثابت

هیأت

و اما در مورد هیأت : با احتمال آمدن هیأت لازم بود اقدامات لازم بعمل آید از جمله با کمک خود برادران مطالبی جمع آوری شد ومرتب گردید که متن انگلیسی آن حدود 100 صفحه و در 30 بخش دسته بندی شد که در زیر خلاصه ای از آن خدمت عزیزان ارائه می شود.

 در ابتدا تحت عنوان مقدمه با تشکر از هیأت قبلی و بیانیه 80 صفحه ای ایشان و این که قسمتی از حقایق را بیان کرده بودند، اظهار امیدواری کردیم که این هیأت نیز با درک مسؤولیت خطیر خود در این برهه از زمان کار خود را به بهترین نحو انجام دهد.

در دومین قسمت مسائل مربوط به اولین لحظات اسارت تا  زمان رسیدن به اردوگاه ها مطرح شد که در این فاصله کشتن در جبهه ها و عدم رسیدگی پزشکی بازجویی های وحشیانه برای اقرار گرفتن های زوری و مصاحبه های تحت فشار و چرخاندن در شهرها و مورد توهین واقع شدن و جدا کردن عده ای از برادران از دیگران و دیگر مسائل مربوط به این دوره ذکر شده است.

در قسمت سوم مفقودین، یعنی آن دسته از برادرانی که با ما و همراه ما بوده اند و شاهدانی ایشان را در عراق دیده اند، با اسم و مشخصات و محلی که آخرین بار دیده شده اند ارائه شده

در چهارمین قسمت تحت عنوان دوره توجیهی و ایجاد فشار روحی و جسمی برای عوض نمودن نظر اسرا بیان شده است، که مضمون آن چنین است : عراق به دنبال محقق نمودن نیتهای شوم خود و با تجربه اسرای چند ساله اول جنگ روشی را برگزیده تا این که بتواند بر اسرا به زعم خودش تسلط پیدا کند و آن این که در ابتدای اسارت اسرا را به اردوگاهی می برد و برای مدت طولانی به صلیب نشان نمی دهد و بشدت اسرا را تحت فشار روحی و جسمی قرارمی دهد از شدیدترین شکنجه ها و وحشیانه ترین رفتار هیچ دریغ نمی ورزد آنقدر که تعدادی شهید می شوند و در تمام این مدت سعی می کند اسرا را مطیع خودش گرداند تا بتواند به خواسته های غیر قانونی خود برسد، بعنوان شاهد مثال ماجرا های اردوگاه 10 بطورمفصل ذکر شده است.

 در بخش پنجم شخصی ها ذکر می گردند. آن دسته از اسرا که در خانه و کاشانه خود مشغول زندگی روزانه خود بودند که ناگهان نیروهای عراقی آنها را در شهر و روستاهایشان به همراه زن و فرزند دست گیر و به اسارت آوردند که بعضی از ایشان خود بعنوان اسیر جنگی و خانواده اش در میان اردوگاه های خانواده های اسیر دیده می شوند.

در ششمین بخش مساله ضرب و شتم عنوان شده و چند شاهد مثال نیز ضمیمه آن شده گفته شده اگر بخواهیم تمام جریانات کتک خوردنها را تعریف کنیم خروارها کاغذ لازم دارد زیرا هزاران اسیر هرکدام بارها و بارها مورد ضرب و شتم واقع شدند و هریک اگر بخواهند داستان کتک خوردن خود را تعریف کنند خود به تنهایی حدیث مفصلی می شود لیکن ما به چند نمونه به همراه توضیح کلی اکتفا می کنیم در حالی که تقریباً تمام اسرا داستانها از کتک خوردن خود دارند همچنین اشاره شد به شکنجه های با وسائل برقی مثل شک الکتریکی و سوزاندن و نابینا کردن و شکستن دست و پا و دیگر انواع شکنجه های موجود.

در قسمت هفتم توهین ها مطرح شده که عراقی ها هیچ فرصتی را برای دشنام دادن و تحقیرکردن ما از دست نمی دهند و تقریباً همه روزه وبه طرق مختلف سعی در خورد کردن شخصیت اسیر دارند و به فرد در مقابل جمع توهین می کنند و این عمل در طی آمارهای روزانه بر آنها امری بسیار عادی است و این شکنجه های روحی باید جلویش گرفته شود.

درهشتمین قسمت با اشاره به مسائل آموزشی مشکل ممنوع بودن قلم و کاغذ را برای سالیان دراز و کتک ها و زندان ها که برای تکه ورق و یا داشتن قلم و یا مدادی حتی بسیار کوچک تحمل کرده شد عنوان شده. درضمن آن گفته شد بعنوان پیشنهاد، چون اسرا اکثراً جوان هستند و در سنین تحصیلی می باشند و اسارت ممکن است به درازا بیانجامد خوب است یک مرجع فرهنگی معتبر جهانی مثل یونسکو در بخش فرهنگی سازمان ملل و یا مدرسه و یا دانشگاهی با ما در ارتباط قرارداده شود تا اسرا بتوانند به تحصیل خود با اخذ مدرک ادامه دهد.

در بخش نهم مسأله نامه عنوان شده کم بودن تعداد نامه ها و سانسور بی رویه و بی حساب و کتاب واین که عراق از نامه ها استفاده سیاسی می خواهد بکند در حالی که نامه یک وسیله ارتباطی اسیر با خانواده می باشد و از حقوق اولیه و غیر قابل تعرض اسیر می باشد.عراقی ها قصد دارند ارتباط های عاطفی بین اسیر و خانواده اش را قطع نمایند.

در بخش دهم کمبودها به طور مفصل گفته شده کمبود مواد غذایی و یک نواخت بودن آن کمبود وسایل پوشاکی و اندازه نبودن آنها که معمولاً کوچک می باشد کمبود وسایل مختلف در اتاق مثل لامپ مهتابی و سطل و تشک و پتوو بالشت و غیره و کم بود وسایل اردوگاهی مثل ماشین اصلاح سلمانی و وسایل آشپز خانه و دیگر وسایل.

در بخش یازدهم جا و مکان عنوان شده که بیش از ظرفیت اردوگاه اسیر در آن زندگی می کند و مساحتی که در اختیار هر فرد است بسیار کم می باشد درشرایطی که زمین نیز مرطوب می باشد و از امکانات و تسهیلات معمولی زندگی امروزی برخوردار نیسیم وباوجود کم بودن مساحت اردوگاه ما به خاطر کم بود مواد غذایی مجور شده ایم فضایی را به سبزی کاری اختصاص دهیم .همچنین کم بودن دستشوئی دراردوگاه ونبودن آن دراتاقها باتوضیح نوع دستشوئی ها  اتاق و ساعت فراوانی از شب و روز که مجبوریم دراتاق به سر ببریم و به وجود آمدن مریضی های گوناگون .

در دوازدهمین بخش مساله جابجایی مطرح شده که طی سالیان درازهیچ گونه تغییری دراردوگاهها داده نشده و ماندن برای سالیان دراز دریک جا برای بعضی ها می تواند کسالت آور باشد و همچنین گاهی که جابه جایی بی دلیل صورت می گیرد باید قانوناً قبلاً اعلام کنند به اسیر تاوسائلش را جمع آوری کند که اینها غالباً این کاررا نمی کنند

دربخش سیزدهم زندان اردوگاه و شرایط نامناسب آن ندادن آب و غذای کافی به زندانی وتحت فشار قراردادن زندانی به طرق مختلف ونگه داشتن برادران درمقابل درب اردوگاه درآفتاب گرم تابستان ویا سرمای شدید زمستان .

در چهاردهمین قسمت برخورد با صلیب مطرح شده که ما چون از نظر فکری با صلیب همرنگ نیستیم گاهی اوقات باید یک مساله را به صلیب تفهیم نماییم و سپس توسط صلیب به عراقی ها گفته شود که خود این امر بعضی وقتها صلیب را بعنوان مانعی درمقابل ما مطرح می سازد

و همچنین درپانزدهمین قسمت تازه کار بودن صلیب ها وعدم قاطعیت آنها درمواجه و رویا رویی با عراقی ها مطرح شده است

در بخش شانزدهم وجود سربازان عراقی دراردوگاه که بیست و چهار ساعت ناظر براعمال و رفتارما هستند درموقع راه رفتن،درموقع درس خواندن ویا درهروقت دیگربا سوال هایشان وبا نگاههایشان ویا حتی نیمه شب هااگر برای آب خورد ن از جابرخیزیم با فریادشان مواجه می شویم خلاصه بیست و چهار ساعت باید زیر نگاههای کنجکاو آنها زندگی کنیم که اگر یک روز ودورز ویا یک سال بود شاید قابل تحمل می بود ولی طولانی بودن اسارت این امررا دشوار می نماید و درخواست کرده ایم وجودشان و نقش آنها در زندان ما به حد اقل برسد.

در هفدهمین قسمت مسائل مذهبی مطرح شده است مبنی بر اینکه عراقیها با برنامه های مذهبی ما مخالفت می کنند و آنها را ممنوع نموده اند و چه بسیار افرادی که برای خواندن دعا مورد اهانت و حتی ضرب و شتم قرار گرفته اند و با بعضی از مراسم مذهبی مثل نماز که نمی توانند مخالفت کنند چون اظهار مسلمانی می کنند،موانعی به طرق مختلف بوجود می آورند از جمله بلند کردن صدای رادیو به حدی که گاهی آنقدر رنج آور است که اگر مصالح جمع اقتضا نمی کرد، شاید بعضی ها بلند گو را خورد می کردند.

در قسمت هجدهم به شکنجه روحی که  بر اثر صدای زیاد رادیو به طور کلی و روشن بودن اجباری تلویزیون و تماشای اجباری ویدیو بوجود می آید اشاره شده است و خواسته ایم اقداماتی به عمل بیاید تا اختیار استفاده از این وسایل در دست خودمان باشد .

در نوزدهمین بخش مسأله تبلیغات مطرح شده. یعنی در بخش قبل فقط صوت و مزاحمت آن عنوان شده و در این بخش نتیجه ای که عراقیها می خواهند به دست بیاورند مطرح شده که آن بوجود آوردن تزلزل در اعتقاد ما بلکه بزعم خودشان می خواهند دین ما را عوض کنند و مبانی اعتقادی ما را دگرگون سازند و این هدف را بوسیله رادیو، تلویزیون و نشریات گروه تروریستی منافقین دنبال می کنند.

در بیستمین قسمت مصاحبه ها و بردن به کربلا مطرح شده به این نحو که شاید ظاهر مصاحبه چیز خوبی جلوه کند و یا بردن به مسافرت به کربلا، شاید ظاهرا” خوب به نظر برسد، لیکن با توجه به اهداف و مقاصدی که عراقیها دنبال می کنند و با توجه به ریشه اختلاف ما و اینها و تاثیر بدی که بر روی خانواده ما خواهد داشت، ما هیچ کدام راضی نیستیم به این مصاحبه ها و مسافرت ها.

در بیست و یکمین قسمت جاسوس پروری عنوان شده. عراقیها از ابتدای اسارت بعضی از برادران ما را به زور و یا با تهدید و تطمیع وادار به خیانت علیه دیگر برادران نمودند و بدین وسیله سعی کردند در صفوف ما رخنه کرده و وحدت و یکپارچگی ما را از بین ببرند. این عده از اسرا از جمع مطرود می شدند و روز به روز در شرایط سخت تری به سر می بردند. تا جایی که بعضی دست به خود کشی زده و بعضی در مقابل خشم اسرا قرار گرفته و مضروب و حتی به قتل رسیدند. این امور تمام مسؤولیتهایش فقط بر عهده عراقیها می باشد.

در بخش بیست و دوم به فساد اخلاقی اشاره شده و در آن مقاصدی که عراقیها، یا خود مستقیم و یا از طریق عوامل خود فروخته شان بوجود آورده اند مطرح شده و شاهد مثالی بر آن نیز ذکر شده است لازم به یادآوری است این قسمت در مورد اردوگاه دیگری ذکر شده است.

در بخش بیست و سوم توقع عراقیها مطرح شده در مقابل خواسته های معمولی و مشروع ما، توقعات نامشروعی از ما دارند. مثلا” وقتی به ایشان گفته می شود سوزن چراغ برای آشپزخانه چرا نمی آورید، در حالی که قیمت آن بسیار ارزان است، پاسخ می دهند: شما هم با ما همکاری نمی کنید و بعد در توضیح همکاری گفته اند: شما روزنامه دیواری نمی نویسید و مصاحبه نمی کنید و به آشکار مشخص می شود که در مقابل هر رفتار از ما توقعات رذیلانه ای دارند.

در بیست و چهارمین قسمت، مسأله حقوق ماهانه و کم بودن آن مطرح شده است در حالی که به چند نمونه از اجناس حانوت (مغازه)  گفته شده که نرخها بشدت رو به افزایش است و حقوق همان حقوق حدودا” چهل سال پیش است.

و در قسمت بیست و پنجم به بسته های پستی و این که بعضی از اجناس را برمی دارند و یا تعویض می کنند اشاره شده است.

در قسمت بیست و ششم، این که در قرارداد ژنو نقائصی مشاهده می شود که اگر قوانین آن برای مدت کوتاه بود شاید پاسخگو باشد، لیکن با طولانی شدن اسارت و با موافقت دو کشور، اسرا ممکن است مبادله شوند، لیکن طولانی بودن عبارتی است نا مشخص و نا معلوم چه مدت را در بر می گیرد و باید تصریح شود و اگر هشت سال طولانی چرا صلیب یا سازمان ملل هیچ اقدام جدی در این زمینه بعمل نیآورده است ؟

در بخش بیست و هفتم ضابطه عنوان شده، به این نحو که قوانین ژنو که کشورهای فراوانی آن را تدوین و یا امضا کرده اند، طی این هشت سال اسارت ما هیچگاه بطور کامل به اجرا در نیامده یا در این امر عراقیها قادر به انجام آن نیستند و یا صلیب نمی تواند نظارت کنده شایسته ای باشد که در این دو صورت شما باید رسیدگی لازم را بعمل بیاورید و یا این که اصلا” این قوانین قابل به اجرا در آمدن نیستند تا با عراقیها بشود بر مبنای آن رفتار کرد، چون اینها به هیچ قانون انسانی خود را عملا” پایبند نمی بینند. حال شما ضابطه و قانونی را بین ما و اینها قرار دهید که حتما” عراقیها خود را مقید و پایبند بدان بدانند. البته در عمل نه در سطح سیاسی که در امضا کردن حتما این کار را خواهند کرد هرچند ما می دانیم اینها اصلا” بر حسب مبنای اعتقادیشان نمی توانند به حقوق مشروع اسیر رسیدگی کنند.

در بیست و هشتمین قسمت مسائل پزشکی مفصلا” بیان شده وضعیت داخل اردوگاه و امراض موجود با آمار و ارقام و همچنین وضعیت وخیم بیمارستان شهر و عملهای جراحی و نتایج آن و مسأله چشم و مشکلات آن و دندان و امکانات موجود بیان شده است.

در بیست و نهمین قسمت تنبیهات جمعی مطرح شده است که شخص کاری را می کند و اینها اردوگاهی را مجازات می کنند و یا اسیری اقدام به فرار مثلا” می کند، برای سالیان دراز پنجره ها سیمان می شوند و در حالی که این امر خلاف نص صریح قرارداد ژنو می باشد.

در بخش سی ام مسأله دادگاه ها عنوان شده که به خاطر ظاهر سازی و قانونی جلوه دادن رفتارشان دادگاه هایی را تشکیل داده اند که چند پرونده را هم رسیدگی کرده اند و قسمتی از دادگاه ها برای سر پوش گذاشتن بر روی جنایتهایشان می باشد که بگویند ما کارهایمان قانونی بوده و در حالی که آن موقعی که برادران ما را در اردوگاه های مختلف زیر ضربات مشت و لگد وشلاقهای قطور گرفتند، حکمش را هیچ قاضی امضا نکرده بود و هیچ پرونده ای توسط دادستان مورد برسی قرار نگرفته بود. خود سرباز بود که به دستور اربابان خود فروخته اش قانون وضع می کرد و قضاوت می نمود و حکم را به اجرا درمی آورد.

و بالاخره در پایان ما نمی گوییم ای کاش شما در کنار ما بودید و زیر ضربات شلاق و کابل و مشت و لگد مضروب می شدید و حدی خون در بدنتان جاری می شد. ما آرزو نمی کنیم ای کاش شما با ما توهین و شکنجه های روحی عراقیها را با پوست و گوشت خود حس می کردید هر چند باورمان این است که برای درک موقعیت ما باید در میان ما باشید، باید با ما زندگی کرده باشید تا ببینید چه مصیبتها که ما متحمل شدیم ولی بر حسب این که شما افراد با تجربه و دنیا دیده هستید و عمری را پشت سر گذاشته اید، امید واریم هوشیاری و دقت شما جبران نبودتان را بکند و در نگاه اسرا همه چیز را درک کنید و در این مقطع زمانی، پی به مسؤولیت خطیر خود برده و در جهت حقوق بشر و احقاق آن گامهای موثری بردارید.

و اما مطلبی که لازم است در حاشیه ذکر شود، این که سعی شد موضعی گرفته شود که مظلومیت ما را به ثبوت برساند یعنی ما از موضعگیری سیاسی در این نوشته اجتناب کردیم. ما حقایق را می گوییم و اعلام مظلومیت می نماییم و سپس نتیجه گیری آن خود به خود سیاسی خواهد بود و مشت محکمی در زمینه سیاسی بر دهان عراق خواهد زد. این درست همان بود که در هیأت قبلی کسب شد و دیگر این که در این نوشته  اشاره ای به روحیه عالی داخلی و تشکیلات منظم و منسجم و احترامات داخلی بین خودمان و دیگر مسائل و روابط عاطفی و اسلامی بسیار پسندیده در جمع خودمان نشده است و علت آن، این بود که سودی در نتیجه گیری آنها نخواهیم داشت و فقط ممکن بود باعث شود به بقیه مطالب با دقت کمتری بنگرید. در پایان از خداوند متعال می خواهم، به ما توفیق دهد تا اداء تکلیف و وظیفه کرده باشیم و توانسته باشیم دین خود را به اسلام و میهن و بویژه به جمهوری اسلامی ادا نموده باشیم …

دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: غلامرضا محامد


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
No Image No Image