» خاطرات اسارت

دسته بندی نوشته ها

 
No Image
خوش آمديد!
خاطرات اسارت پيوند ثابت

<<هوالحی>>

    در مسیر پرفراز و نشیب زندگی گاهی بر انسان لحظاتی می گذرد که تمامی آنچه را که بدانها عشق می ورزید از دست می دهد و آسمان وجودش بدون ستاره می گردد و چه غم انگیز است شبی که ستاره ها در پشت نقاب سیاهش می میرند. لحظاتی که روح آدمی را بی رحمانه در خویش مچاله می کنند و چه زجرآور است این مچاله شدن ها و چه دردناک است جدایی از آنچه آتش عشقمان را هیزمند…اما ایکاش زندگی تنها چنین بود که گاهی نه فراق از دوست و معشوق، بلکه میهمان جلادانی ناخوانده شکنجه گر روح آدمی می شوند و سرنوشت تمامی آنچه را که انسان از آنها زجر می کشد، روحش را می آزارند بر او تحمیل می کنند و هر گونه راه فرار و نجات را به روی وی می بندند تا او را مجبور به تحمل این شکنجه ها کنند و چه سخت است اگر تازیانه های این دو جلاد همزمان بر پیکر آدمی فرود آیند. اما اگر راه زندگی این چنین پر پیچ و خم است پس بگذار در این راه رهرویی صابر باشیم، از خویش سدی راسخ سازیم و امواج خروشان مشکلات اقیانوس زندگی را همچون حریری نرم در هم پیچیم، کوه باشیم و توفان حوادث را چون نسیم ملایم بهاری بر جان خریم تا کشتی پیروزی را ناخدا باشیم و میدان کارزار زندگی را قهرمان…

دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: غلامرضا محامد


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
No Image No Image