دسته بندی نوشته ها

 
No Image
خوش آمديد!
اسارت و آزادگی پيوند ثابت

مجاهد

 

آری باید مجاهدی برمی خاست چرا که حسین زمان بر هردری کوبید و بر هر گوشی طنین افکند و هر وجدان آگاهی را به لرزه درآورد و ما را با خود به مدرسه عشق برد و چنین شد که همسفر کاروان اسارت گشتیم.

آنانکه فریاد حسین را از نقطه دور زمان شنیدند و عاشورا را درس خوب زیستن و خوب مردن دانستند و کربلا را مکتب خویش شناختند برخاستند تا توفان را کوه باشند، همچون شمع بسوزند و خاکستر خویش را بر چشم زمان بپاشند و با مرگ سرخ خویش انسان را از زندگی سیاه برهانند و هردم مجاهدی برمی خاست و بر پیکر تیز توفان می کوبید و پس از آن بر زمین خون گرفته محراب سر بر سجاده عشق می نهاد یک بیک نوبت ما رسید که ما را لیاقت رفتن نبود و گرفتار این همه میله های سرد و خموش و این همه دیوارهای سر به فلک کشیده، میان این همه دشمن. و اینک دمیده از خلوت خاموش غار حرا، بر خاکستر سرخ شهیدانمان سوگند یاد می کنیم که ما نیز خواهیم سوخت و بر یادها خواهیم سپرد که خاکسترمان را تا کربلا برند تا حسین (ع) بوی پیکر سوخته مان را دلیل بر یاریش بداند.

خداوندا ! الها! به تو ای محبوب، به تو ای چاره ساز مردم بیچاره، پناهم ده ز لغزشهای شیطانی، خداوندا از این گرداب موج بس خطرناک، تو دستانم بگیر ای شافع قلب هر غمناک، گر از من چشم بنمایی، زمام کار و حال مستمندم را به نفس ناتوان خویش واگذاری، آنگاه به چه ملجأی پناه برم اگر بر زشتی اعمال عذاب قهر و ذلت بر مسکین فرود آری آنگاه به چه ملجأی پناه برم…

دسته: دسته‌بندی نشده | نويسنده: admin


ارسال نظر

 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 
No Image No Image